درسی از ادیسون (بر چیز از دست رفته حسرت مخور )


ادیسون در سنین پیری پس از اختراع برق، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درامد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورودبه بازار شود. در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود. پسر باخود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فكر می كنیم! الان موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.


http://mgfree.blogfa.com:منبع



کارشناسی مهندسی پزشکی

معرفی رشته کارشناسی مهندسی پزشکی

علم مهندسی پزشکی عبارت است از کاربرد مهندسی در پزشکی از طریق مطالعه‌ی اصول و عملکرد سیستم‌های زنده و مدل‌سازی آن، به کار گرفتن اطلاعات و نتایج حاصل در جهت تشخیص و درمان بیماری‌ها و همچنین جایگزین کردن اسکلت بندی‌های صدمه دیده در بدن. هدف این رشته تربیت متخصصانی است که بتوانند از عهده‌ی تجهیز، نگهداری و طراحی دستگاههای پزشکی برآیند؛ یعنی مهندس الکترونیک مجربی باشند که با زمینه‌های پزشکی نیز آشنایی داشته و در نتیجه می‌توانند دستگاه‌های پزشکی را طراحی کرده و بسازند یا اینکه مسؤول سفارش دستگاه از خارج کشور باشند. دیگر توانایی‌های داوطلبان ورود به این رشته به شمار می‌آید.

تواناییهای فارغ التحصیلان

این رشته به گونه‌ای طراحی شده است که دانش‌آموختگان (فارغ التحصیلان) آن می‌توانند در زمینه‌ی طراحی، بهره‌برداری، نظارت، مدیریت، و نگهداری از سیستمهای مربوط به این رشته وارد شوند. آنها در این راستا وظایف زیر را می‌توانند برعهده گیرند:

الف) نصب و راه‌اندازی دستگاه‌ها، وسایل پزشکی و تجهیزات فنی بیمارستان‌ها.

ب) تعمیر و نگهداری تجهیزات بیمارستانی.

ج) مشاوره‌ی فنی در سفارش و خرید دستگاه‌های پزشکی.

د) کمک در به کارگیری بهینه از دستگاه‌های پزشکی.

هـ) همکاری در طراحی دستگاه‌های پزشکی.

و) همکاری در طرح‌های تحقیقاتی پزشکی.

ز) مسؤولیت فنی و مهندسی بیمارستان.

ح) ساخت وسایل و تجهیزات بیمارستانی.

زمینه‌های تحقیقاتی در رشته مهندسی پزشکی:

برخی از زمینه‌های تحقیقاتی که دانشجویان این رشته می‌توانند در آن فعالیت کنند عبارتند از:

۱ـ پردازش سیگنالهای حیاتی

2ـ پردازش تصویر در پزشکی و سیستم‌های آندوسکوپی.

۳ـ کاربرد لیزر در پزشکی

۴ـ مدل‌سازی و تجزیه و تحلیل (آنالیز) سیستم‌های فیزیولوژیک.

۵ـ به کارگیری رباتیک در طراحی‌های پزشکی.

۶ـ سیستم‌های هوشمند و علوم شناختی.

۷ـ دست سیبرنتیکی و سیستم‌های عصبی ـ عضلانی.

۸ـ مهندسی توان بخشی و اندام‌های مصنوعی.

۹ـ پردازش گفتار و نوشتار.

۱۰ـ بررسی پدیده‌ی خواب و بیهوشی.

۱۱ـ کاربرد فلزات و سایر مواد در بدن.

۱۲ـ رگ‌های مصنوعی و کاربرد لیزر در تولید اجزای زیست سازگار در بدن.

۱۳ـ شبکه‌های عصبی، مدل‌سازی ساختار و توابع عملکرد مغز انسانی، مدل‌سازی درک و تولید گفتار در انسان

طرحهای تحقیقاتی:

نمونه‌هایی از طرح‌های تحقیقاتی که توسط دانشجویان رشته‌ی مهندسی پزشکی انجام شده است، به شرح زیر است.

۱ـ طرح (پروژه) پای مصنوعی.

۲ـ طراحی و ساخت دستگاه فشارسنج.

۳ـ طراحی و ساخت دستگاه آپتولموسکوپی.

۴ـ طراحی و ساخت دستگاه تنفس مصنوعی.

۵ـ تشخیص بیماری (M.S) از طریق بررسی پتانسیل‌های برانگیخته.

۶ـ طراحی و ساخت دستگاه دیاترمی.

۷ـ تفسیر اتوماتیک (ECG) به منظور تشخیص بیماری‌های قلبی، عروقی.

۸ـ آشکارسازی (QRS) توسط تکنیک‌های هوشمند.

۹ـ بررسی بیماری‌های پارکینسون توسط تفسیر دست نوشته.

۱۰ـ طراحی و ساخت هوتر مانیتورینگ.

۱۱ـ طراحی و ساخت سنسور فنواکوستیک.

۱۲ـ تجزیه و تحلیل (آنالیز) یک نمونه (مدل) ریاضی برای جریان خون در دریچه‌های قلب با استفاده از معادلات ناویراستوکس.

۱۳ـ طراحی و ساخت دستگاه قالب‌گیری دورانی برای تهیه‌ی لنزهای نرم چشم.

۱۴ـ بررسی روشهای نظری و عملی ساخت وسایل جراحی.

۱۵ـ ساخت دستگاه اندازه‌گیری بیوچسبندگی لایه‌های نرم بدن.

گرایش‌های مقطع لیسانس:

این رشته در خارج از کشور دارای دو گرایش:

 الف)مهندسی زیست پزشکی

 ب) مهندسی پزشکی بالینی می‌باشد.

که مهندسی زیست پزشکی بیشتر در زمینه‌ی طراحی و ساخت ابزار پزشکی و ثبت سیگنال‌های حیاتی می‌باشد و ارتباط زیادی با مهندسی برق دارد. مهندسی پزشکی بالینی بیشتر به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ارتباط دارد. در ایران در مقطع کارشناسی فقط مهندسی پزشکی بالینی یا بیوالکتریک تدریس می‌شود ولی با این حال درس‌های گرایش مهندسی زیست پزشکی هم ارایه می‌شود.

آینده‌ی شغلی، بازار کار، درآمد:

«در حال حاضر بازار کار هیچ رشته‌ای در حد ایده‌آل نیست و این شامل حال رشته‌ی مهندسی پزشکی نیز می‌شود اما بدون شک وضعیت فارغ‌التحصیلان این رشته، نسبت به رشته‌های مهندسی دیگر، مطلوب‌تر است. چون ارزش اقتصادی وسایلی که مهندسین پزشکی طراحی، تعمیر، نگهداری یا خریداری می‌کنند، بسیار بالا است. برای مثال اگر یک کامپیوتر یک یا دو میلیون تومان قیمت دارد، یک دستگاه پزشکی بطور متوسط ده‌ها میلیون تومان می‌ارزد. برای همین مسؤولان بیمارستان‌ها بطور نسبی برای حفظ و نگهداری آنها اهمیت بسیاری قائل‌اند. این امر باعث شده تا بسیاری از فارغ‌التحصیلان ما حتی دانشجویان ترم‌های آخر جذب بازار کار شوند. بویژه اگر فارغ‌التحصیل این رشته اصراری نداشته باشد که در تهران کار کند، می‌تواند در شهرستان‌ها جذب بیمارستان‌ها، سازمان تامین اجتماعی و مراکز متعدد دیگر شود».

فارغ‌التحصیلان همچنین می‌توانند در مراکز تحقیقاتی از قبیل موسسه‌ی استاندارد، بنیاد مستضعفان و جانبازان، مرکز تحقیقات وزارت دفاع و سایر مراکز تحقیقاتی مشغول کار شوند.

وزارت بهداشت، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت صنایع، سازمان تامین اجتماعی، بیمارستان‌های دولتی و خصوصی و … از سایر اماکنی هستند که مهندسین پزشکی می‌تواند در آنجا مشغول به کار شوند.

صنعت و بازار کار رشته مهندسی پزشکی

گرایش‌ها و جهت‌گیری‌های کاری رشته مهندسی پزشکی، واقعاً وسیع است و زمینه‌های مختلفی از الکترونیک و پردازش سیگنال و مباحث نرم افزاری گرفته تا طراحی ، ساخت ، راه اندازی ، نصب و تعمیر دستگاهها و قطعات پزشکی یا اندام مصنوعی، همچنین مواد به کار رفته در این وسایل را شامل می‌شود. جدا از این توضیحات، زمینه‌های کاری این رشته را می‌توان به ۳ بخش کلی تقسیم کرد:

طراحی و ساخت:
الف- طراحی و ساخت دستگاههای آزمایشگاهی و الکترونیکی و تجهیزات مربوط به آنها، نظیر وسایل مخصوصی که با تکنیکهای خاص، عناصر موجود در یک نمونه (مثلاُ نمک خون و …) را به طرز دقیقی اندازه‌گیری کند مانند اسپکتروفتومتر که با تکنیکهای نوینی کار می‌کنند.
ب- طراحی و ساخت بخشهای مکانیکی و برقی سیستم‌های تصویرگر پزشکی، مانند سیستم‌های سونوگرافی، رادیوگرافی، سی‌تی‌اسکن و دیگر دستگاههای که تصاویر ثابت یا محرکی را از بسیاری از بخشهای بدن به نمایش می‌گذارند.
ج- طراحی و ساخت سیستم‌های اندازه‌گیری پزشکی و بیمارستانی، نظیر دستگاههای دریافت کننده سیگنالهای مغزی.
د- طراحی و ساخت قطعات و اندام مصنوعی بدن و موادی که در طول، تشخیص، درمان و معالجات بیماریها بکار می‌رود.

تعمیر و نگهداری و بهینه سازی:
از دیگر زمینه‌های کاری مهندسی پزشکی می‌توان به تعمیر، نصب، راه‌اندازی و نگهداری وسایل مورد نیاز است و البته واضح است که این نیروی مجرب باید دارای اطلاعات کافی در مورد قطعات و جزئیات کار آن وسیله یا دستگاه باشد.
در کنار این موارد، مسأله بهینه سازی یا تلفیق دستگاهها و عملکرد آنها نیز مطرح است. پروژه کنترل کامپیوتری فشار خون، یا پروژه سه بعدی سازی تصویر دستگاه MRI ، جزء همین بهینه سازی‌ها هست. دامنه کاربری این زمینه چنان وسیع است که اکنون سالانه چندصد مقاله در معتبر‌ترین نشریات جهانی مهندسی پزشکی در این زمینه چاپ می‌شود و بیشترین تعداد پروژه‌ها برروی موضوع تلفیق و بهینه سازی انجام می‌شود.

تشخیص بیماری و درمان:
یکی از مهمترین مباحث مطرح در زمینه پزشکی، بحث استفاده از لیزر در پزشکی (چه در تشخیص و چه در درمان) است. اصولاً لیزر از همان ابتدا با توجه به قابلیتهای منحصر به فردی که داشت، به عنوان یک انتخاب خوب برای بهینه سازی عملکرد بسیاری از سیستم‌ها بکار گرفته شده.
استفاده از لیزر برای تشخیص ضایعات چشمی یا نمایش فشار خون در نازکترین مویرگها یا سوراخ کردن و یا ایجاد کانال مصنوعی در قلب، سوزاندن و بریدن برخی ضایعات درونی یا تومور‌های مختلف و . . . روز به روز درحال افزایش است. بحث شبکه‌های عصبی طبیعی و درمان انواع ضایعات عصبی مانند ضایعات نخاعی با کمک تحریکات الکتریکی و با کمک علم ژنتیک نیز از بحثهای مهم و جدید رشته مهندسی پزشکی است.
کارشناسی مهندسی پزشکی، به نوعی هم خانواده همان رشته برق و الکترونیک است و این قرابت و نزدیکی حتی در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا نیز تا حدی ادامه می یابد. بنابراین یک دانشجوی مهندسی پزشکی در دوره کارشناسی تقریباً ملزوم به گذراندن تمامی دروس اصلی مجموعه مهندسی برق است و به همین خاطر، فارغ‌التحصیلان رشته مهندسی پزشکی می‌توانند گرایش‌های کارشناسی ارشد مجموعه مهندسی برق را انتخاب کنند و همپای مهندسین کنترل، مخابرات، قدرت و الکترونیک، به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی برق بپردازند.
بنابراین، عنوان مهندس پزشکی به هیچ عنوان نباید باعث شود که داوطلبان تصور کنند که این رشته
بی ارتباط یا کم ارتباط با مباحث ریاضی و مهندسی است، چون دانشجویان این رشته به طور کامل با ریاضیات مهندسی پیشرفته و فیزیک در ارتباطند و از سنگین‌ترین نوع ریاضیات، به عنوان ابزار کار، دائماً بهره می‌برند، تا آنجا که دانشجویان این رشته، تا دروس ریاضیات مهندسی پیشرفته و معادلات دیفرانسیل و فیزیک الکتریسیته، موج، ارتعاش و حرکت را نگذرانند، قادر به اخذ دروس چندانی در دانشگاه خود نیستند.

توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه

الف) توانایی علمی: دانشجوی این رشته لازم است در دروس ریاضی و فیزیک قوی باشد زیرا باید دید پایه‌ای قوی در مهندسی الکترونیک داشته باشد؛ یعنی با کوشش و مطالعه‌ی بسیار، هم در دروس اصلی رشته‌ی الکترونیک و هم در دروس تخصصی خود توانمند باشد.

همچنین باید ذهنی خلاق همراه با قدرتِ خلق، آفرینش و ابداع مدل‌ها داشته باشد تا نمونه‌های متفاوت در زمینه‌ی آلات و وسایل پزشکی را بسازد.

ب) توانایی جسمی: دانشجوی این رشته باید محیط کار بیمارستانی را دوست بدارد؛ یعنی علاقه‌مند باشد که در بیمارستان و یا محیط‌های مرتبط فعالیت کند.

ج) علاقمندی‌ها: داوطلبان این رشته باید با تمایل و رغبت شخصی آن را و محیط کار ان را انتخاب نمایند.

د) توانایی مالی: مورد خاصی ذکر نشده است.

وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر (کارشناسی ارشد و

امکان ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد در رشته مهندسی پزشکی در سه گرایش عمده بیوالکتریک بیومکانیکی و بیومواد فراهم است. همچنین این رشته دارای دکترای تخصصی نیز می‌باشد. دانشجو برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی باید ۳۸ واحد درسی و تحقیقاتی شامل ۲۴ واحد درسهای تخصصی، ۲ واحد سمینار و ۱۲ واحد پروژه را با موفقیت بگذراند.

رشته‌های مشابه و نزدیک به این رشته:

این رشته حدود۸۰%دارای دروس مهندسی الکترونیک است و لذا با مهندسی برق و الکترونیک در رابطه‌ای تنگاتنگ است. البته در این رشته از واحدهای پزشکی قسمت‌های فیزیولوژی و آناتومی هم تدریس می‌شود.

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:

با توجه به توضیحات آورده شده و نوپا بودن این رشته در کشورمان به نظر می‌رسد تا سالیان متمادی امکان اشتغال برای فارغ‌التحصیلان این رشته میسر باشد. ولی باید به موارد گفته شده شرایط خاص جامعه و هماهنگ نبودن بخش مهندسی و بخش پزشکی را افزود. در نهایت می‌توان گفت برای ارتقای کیفی خدمات پزشکی، دستگاه‌هاـ نیاز به متخصصان این رشته روزافزون است.

«در حال حاضر مسوولیت سفارش دستگاه‌های پزشکی بر عهده پزشکان است. متخصصانی که تنها نحوه‌ی استفاده از تجهیزات پزشکی را می‌دانند و هیچ اطلاعی از کیفیت فنی دستگاه‌ها ندارند. از سوی دیگر چون در بیمارستان‌ها مسوولیت نگهداری و تعمیر تجهیزات پزشکی برعهده‌ی مهندس پزشکی نیست، بیمارستان‌های ما به گورستانی از دستگاه‌های پزشکی تبدیل شده‌اند، تجهیزاتی که به دلیل اِشکالات جزئی استفاده نمی‌شوند.

یکی از دانشجویان ما که برای کارآموزی به بیمارستان رفته بود، تعریف می‌کرد که یک یونیت (صندلی دندانپزشکی) را با وجود قیمت گران آن، فقط به خاطر این که سرپیچ لامپش خراب بود، کنار گذاشته بودند. البته تعویض یک قطعه یا تعمیر آن وظیفه مهندس پزشکی نیست. اما چون او به کلیّت دستگاه اشراف دارد، می‌تواند اشکال آن را تشخیص دهد. سپس تکنسین قطعه مورد نظر را تعویض یا تعمیر کند.

همچنین یک مهندس پزشکی می‌تواند یک دستگاه پزشکی را به درستی راه‌اندازی کرده و نحوه‌ی استفاده صحیح آن را به پرستاران یا دیگر کارکنان بیمارستان آموزش دهد. برای مثال بسیاری از دستگاه‌های پزشکی نیاز به یک زمین دارد (نقطه‌ای که پتانسیل آن صفر باشد). برای ساخت این زمین ما در ابتدا نیاز به چاهی داریم که عمق آن امکان دارد ۲ متر، ۱۰ متر یا ۷۰ متر باشد تا از خطر برق گرفتگی جلوگیری شود. اما ما می‌بینیم که در بسیاری از بیمارستان‌ها، زمین دستگاه را به شوفاژ وصل می‌کنند، در حالی که این کار نه تنها غیرعلمی است بلکه خطرناک نیز می‌باشد. به همین خاطر در کشورهای پیشرفته هر بیمارستانی، یک دپارتمان مهندسی پزشکی دارد که در بخش‌های مختلف بیمارستان فعالیت دارند.

برای مثال در اتاق عمل هنگامی که دکتر ارتوپد می‌خواهد پلاتین را در پای شکسته قرار دهد، ابتدا مهندس پزشک میزان گشتاوری که باید به پلاتین وارد شود اندازه‌گیری می‌کند تا از شکسته شدن پلاتین تحت فشارهای مختلف جلوگیری شود و سپس پزشک عمل جراحی را انجام می‌دهد. یا در کنار اتاق عمل یک کارگاه تراش وجود دارد و میله‌هایی را که در شکستگی‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند، برحسب شکل و اندازه عضو شکسته شده، می‌تراشند تا عضو شکسته پس از ترمیم کوتاه یا بلند نشود. حال این وظیفه‌ی یک مهندس پزشکی است که دستور ساخت یا تراشیدن میله‌ها را بدهد. و در نهایت یک مهندس پزشکی می‌تواند در مؤسسات و شرکت‌های خصوصی یا دولتی، در زمینه‌ی ساخت تجهیزات پزشکی فعالیت کند. برای مثال فارغ‌التحصیلان ما به راحتی می‌توانند دستگاه شنوایی سنجی را بسازند. دستگاهی که به وسیله‌ی آن باید تمامی کودکانی که می‌خواهند برای سال اول دبستان ثبت نام کنند، مورد سنجش شنوایی قرار گیرند. اما متاسفانه حتی بعضی از مراکز استان‌های ما چنین دستگاهی را ندارند.

این همه، بیانگر ضرورت حضور متخصصان مهندسی پزشکی در جامعه است
ادامه نوشته

وزیر اموزش وپرورش می گوید



حاجی بابایی وزیر آموزش وپرورش:

 «حضور مشاور در مدارس از اکسیژن واجب‌تر است »

شعر بلوچی

کماش ءُورنا  

جوانی رفت  جا ۓ  په  کار ے                                     

  گشتے  واجهان  منا  بدیت  کار ے

گوشتنت  آئیا ا  ے  نوک  ورنا                                        

چیا   زانے   شه  کاران  دگنیا

تو چند کلاسْ درسءُ سبک ونتا                                       

 تو  چنت  فن ءُ  هنر  در برتا

گوشتے مّنا نیست هچ دانش ءُ فن                                

من  نه ونتا  کتاب ءِ  حرفه ءُ فن

من شه گونڈ یءّ بوتگان گون پسان                           

من چارینتء گوکءُ  میش ءُپسان

        گون دو نلیّا من  جتا بازین  نلان                                   

شادون  کتگنت وتی  میش ءُ پسان

هنون کپتگ مئی میتگّ قحط سالی                              

 بوتگنت مئی دلوتان پر ما وبالی

مئی کوچگ ءِ کهنیگان خشک بوتگنت                      

 کاه ءُ علف درچک ءُ دار دُرشک بوتگنت

من شه تنگ دستی ءّ آتکگان شهرءِ توکا                 

 حاضر نهان بیکار بگردان ءُ مردمانءّبدان دوکا

شما رحم کنیت پرما ٰخاص په رضای خدا                              

من ءّ کار بگریت ءُ دیم بدیت کار ءِپدا

نه بیان په بیکاری ءُ گدایی هچ برءّ راضی           

 په شیطان ء دوکاهءُ آخر سرْ په شرع ءُ کاضی

شما مرحمت کنیت ءُ دیم بدیت منءّ کارءِ پدا          

دریاپت کنیت دگنیا ءِ تها خاصین رضای خدا

گوشتش آئیا ما را نیست کارءِ په تو                       

وکتءُ مارا مگر یلا زوتا برو

لبزا تگلینت ءُ گون پارسی زبانش  گُشت             

 گردست برنداری زسر ما خوری اندر دهان مُشت

نوک   ورنا  هنچو  اُشکت ا ی گپّا                  

آهی  شه دلی  دراهت ءُ کپت په دپاّ

اُلس   جمع    بیتنت  آئی  گورءُ‌ کرّا            

 چارتش  آئیا  هنچو  حیوان   برّا

لمهه ای گوست  ءُآئی پچ کتنت چمان             

دستی کشت بر سرءِکوْسءِ‌چمان

کماشی  درّائینت ءُ  گوشتی اّؤمنی بچ               

چی  بابت    کپتگءِ        هنچو مچ

گوشتی من کار لو ٹّتگ چه ای واجهان               

 جوابش کت منءّ دور بو شه مئی در گهان

هنّو من سّک  تونگءُ   شُدیگان                        

 هچکس ند ات ّ  درنز ے آپ ءُلکمه ای نان

هّرس جم بیتنت کماش ءِ سرءِ چمّان                        

 جوانءِ دستْ گپت ءُ کرتی وتی مهمان

نان ءُ نگن وش بور طاقت ببیت تئی جبین ءّ                  

 بانداتءّ بران کارخاطروتی  زمینءّ

آنوک ورنا چه هُشهالیءّ کُرتی کوکار                      

گوشتی واجه من تیاران هنو په کشتءُ کار

واجه  من شبانکی  بوتگان  لوگان نوپتگان                

من  نان ءّ  وارتّ هنّون په کارءّآمادگان

آکماش دیت چُش جوان ءّ په کارءّ آمادگی             

گوشتی ای کاش علمءِ خاطرءّ بوتین ته را دلدادگی

جوان گوشتے واجه منءّ هست علم دلدادگی         

موهءُ وّکْت نبیتگ منءّ بگران آئی آمادگی

آ گوشت من دیان هر ماهی ته را زر ءُ کلّه دار         

 په ای شرط که تو علمءِ وانگءّ شرّی سرا بدار

اّ گّن تودرسءِ وانگا ببی عالمی میار         

ای علمءّ رسینیت ته را په دارلقرار

چُنت سالی گوست چه آیانی عهد ءُ کرار     

جّم کُتی په وتءّ بازین زرءُ کله دار

آٰ چه هزمت ءُ علمءِ زانتا رست په کمال          

کماش ءّ دات آئیا وتی دُهتْ‌وشین جمال

دُگنیا زیرءُ زبر بیت ز علم زانتکاری          

 آدم زبهر بیت زبی علمءُ بیکاری

شاعرءِ‌پارسی گوشتءّ په زبان حال         

  بنی آدم زعلم یابد کمال نی زجاهءُ جلال

ابوالقاسم دهواری  

چگونه می توان دانش آموز ممتازی شد؟

1- همیشه سر کلاس درس با آمادگی کامل و با پیش مطالعه ی قبلی حاضر شوید  وحرفی برای زدن داشته باشید.

2- با یک روحیه ی فعال و شاداب سر کلاسهای درس شرکت کنید.

3-. با همکلاسی های خود رقابت سالم داشته باشید و سعی کنید در یادگیری دروس به هم کمک کنید تا خدا هم به شما کمک کند                                                                  4- نگذارید اشکالات درسی آنقدر انباشته شوند که علاقه وانگیزه ی شمارا تحت الشعاع قراردهندبنابر این با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنید و هر جایی که ابهامی بود، از معلم خودبپرسید.

5- درس هر روز را همان روز در خانه بخوانید و تمرینهایش را حل کنید .

6- استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادی که غیر حضوری درس می خوانند ، توصیه می شود اگر کسانی که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگردیها دارند ، سعی کنند متن کتاب را خوب بخوانند و مثالها و تمرینها را بدون توجه به حل آنها، خودشان حل کنند..

7- دروس برنامه ی فردا را مرور کنید و همیشه با آمادگی کامل برای امتحان کلاسی یا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شوید

8- سعی کنید عادت نمایید که شبها زود بخوابید و صبح زود از خواب بیدار شوید تا هیچگاه دیر به مدرسه نرسید هرروز صبح هم اگر شده ۱۰ دقیقه نرمش کنید ، تاثیر اعجاب انگیزی در روحیه ی شما خواهد داشت.
ادامه نوشته

روش های طلائی درس خواندن

روش های طلائی درس خواندن

راهبرد های مطالعه و یادگیری:

روانشناسان یادگیری در طول بیست سال اخیر به پیشرفت های عظیمی دست یافته و به دیدگاههای تازه ای نسبت به مطالعه و یادگیری رسیده است. نظریه ها و روش های جدید یادگیری و مطالعه که عمدتاً از روانشناسی خبر پردازی  سر بر آورده اند. در بسیاری از مواقع مکمل نطریه ها وروش های قدیمی هستند، اما در بعضی موارد با آن ها متفاوت است. بنا بر نظریه های قدیمی خواندن که در روش های مطالعه زیر بنای روش های تند خوانی قرار گرفته، چنین فرض شده است که سرعت مطالعه وابسته به حرکات سریع چشم است، یعنی هر چقدر چشم سرعتر از روی کلمات بگذرد، ذهن نیز سریع تر اطلاعات موجود در کلمات را درک می کند. بر خلاف این نظریه در روان شناسی یادگیری جدید که از یک رویکرد خبرپردازی یا پردازش اطلاعات سر چشمه می گیرد، اینگونه استدلال می شود که عامل مهم در سرعت مطالعه، پردازش اطلاعات در ذهن خواننده است. یعنی هر چه ذهن آدمی اطاعات دریافتی را سریع تر پردازش کند، سرعت درک ولذا سرعت مطالعه او نیز بیشتر خواهد بود. تفاوت های فردی افراد در خواندن به فرآیند پردازش اطلاعات مرکزی وابسته است نه به فرآ یند های حسی پیرامونی.


ادامه نوشته

داستان آموزنده...........

                                         

زمانی، حيوانات تصميم گرفتند در يك مدرسه آموزش مهارت هاي حيوانات شركت كنند. برنامه آموزشي آنها شامل دويدن، بالا رفتن، شنا كردن و پرواز كردن بود. همه حيوانات همه درس ها را انتخاب كردند.

اردك كه در شنا كردن عالي بود، و از معلم خود بهتر شنا مي كرد، در پرواز نمره قبولي نياورد، و در دويدن ضعيف بود. چون در دويدن بسيار كند بود، ناچار شد شنا را از درس خود حدف كند و پس از تعطيلي ساعات درسي، در مدرسه مي ماند و دويدن تمرين مي كرد. اين تمرين باعث شد كه پاهاي پرده دار او كاملاً پوستمال شوند و به همين دليل كسي ناراحت نشد مگر خود اردك.

خرگوش در دويدن در رأس كلاس خود بود. اما عصب هاي ماهيچه هايش به علت تمرين زياد شنا كشيده شدند و در دويدن هم كم مي آورد و مثل سابق نمي توانست بدود.

سنجاب در بالا رفتن عالي بود. اما در كلاس پرواز بيچاره شده بود. زيرا معلم او را وادار كرده بود از زمين به بالا برود نه اين كه از درخت پايين بيايد. سنجاب به دليل فشار زياد دچار گرفتگي عضلات شد. از اين رو در بالا رفتن نمره «ج» و در دويدن «د» گرفت و مردود شد.

عقاب يك بچه مساله دار بود و به خاطر بي انضباطي به سختي تنبيه شد. در كلاس هاي پرواز از همه جلوتر بود و اصرار داشت روش خود را در بالا رفتن به كار گيرد.

انسان های موفق جاي مناسب خود را پیدا می کنند. مديران موفق به زيردستان خود كمك مي كنند كه جاي مناسب خود را بيابند. معلم ها و پدران و مادران موفق، شاگردان و فرزندان خود را با توجه به تواناييشان تعليم مي دهند و از آن ها توقع بيجا ندارند.مشاوران توانمند با بررسی علاقه و استعداد دانش آموزان وشناساندن این ویژگی ها،در انتخاب رشته مناسب آنان نقش به سزایی را ایفا می کنند.

راه

                                                          

در زندگي، انسان سه راه دارد:

راه اول از انديشه مي‌گذرد، اين والاترين راه است.

راه دوم از تقليد مي‌گذرد، اين آسان ترين راه است.

و راه سوم از تجربه مي‌گذرد، اين تلخ ترين راه است.

چه چیز از ما یک معلم خوب می‌سازد؟

معلمان خوب منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند

این پارادوکس بزرگ تدریس است. اگر ما خودارزیابی مان را کاملاً بر پایه موفقیت شاگردانمان قرار بدهیم، حتماً ناامید خواهیم شد. در همه سطوح، به خصوص در آموزش بزرگسالان، فاکتورهای زیادی در زندگی دانش آموزان وجود دارد که نمی گذارد معلم موفقیت همه را تضمین کند. در عین حال، اگر ما با دیدگاهی جبری، دانش آموزانمان را به رفتار "دست من که نیست" واگذار کنیم، بچه‌ها بی تعهدی ما را حس می‌کنند و ناامید می‌شوند. ولی ما می‌توانیم با یک سوال ساده محیط شادی را درست کنیم: آیا من همه کارهایی را که می‌توانستم در این کلاس، در این زمان، برای رسیدن به نیازهای همه بچه ها، برای رسیدن به همه موفقیت ممکن انجام بدهم، انجام داده ام؟ تا وقتی می‌توانید بگویید "بله" ، شما محیط موفقیت را فراهم کرده اید.

معلمان خوب می‌توانند با ابهام کنار بیایند

یکی از بزرگترین چالش های تدریس از نبود بازخورد آنی و دقیق سرچشمه می‌گیرد. دانش آموزی که امروز در حال سر تکان دادن و زیرلب زمزمه کردن درس جبر از کلاس می‌رود، ممکن است فردا بگوید که موفقیت عالی ای در ریاضی به دست آورده و از درس دیروزتان تشکر کند. راهی برای پیش بینی دقیق نتایج بلند مدت کارمان وجود ندارد. اما گر ما در انتخاب استراتژی و محتوا هدف داشته باشد، و سعی در موفقیت همه دانش آموزان بکنیم کمتر دچار غافلگیری خواهیم شد و به جای آن، روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم تمرکز خواهیم کرد و اعتماد خواهیم داشت که آمادگی با فکر و تأمل احتمالاً نتایج خوبی خواهد داشت نه نتایج بد.

معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه‌ها تغییر می‌کنند و منطبق می‌شوند

آیا واقعاً می‌توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالیکه هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه‌ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می‌افتد خیلی خوب است، اما همه می‌دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه‌ها درس می‌دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می‌کنند.

ادامه نوشته

رویکرد مشارکتی به فرآیند مشاوره در آموزش و پرورش

قرن حاضر قرن تحول و دگرگونی است . افزایش دگرگونی موجب اشغال مستمر ذهن متفکران مدیریت و توسعه فرآیند مشاوره و مشارکت در مدیریت شده است. مشاوره در طول عمر سازمان ، همواره در حکم یک خدمت حرفه ای و تخصصی مفید شناخته شده و به مدیران برای تجزیه و تحلیل و حل کاربردی مسائلی که در سازمان خویش با آن مواجه هستند ، کمک می کند. مشاوره  فرآیندی است که  موجب زایش و گسترش فرهنگ مشارکت در سازمان می شود. پژوهش ها و تجارب نشان داده است، مدیران و سازمان هایی که از مشاور و مشورت بهره می جویند و به یمن آن ، مشارکت را گسترش می دهند، در کار خود موفق ترند. سرچشمه و سرمنشا مشارکت، مشورت و استفاده از نظریات دیگران است. تنها از طریق مشورت و جمع افزایی در افکار است که خرد رشد می کند و به تبع آن، نقاط کور در سازمان ها و مدیریت کشف می شوند. نقطه کور، نقطه ای است که در نزد مدیر و دیگران ناشناخته است و تنها با مشورت و مشارکت و جمع افزایی در افکار و اندیشه ها روشن می شود.

بنابراین، پیش از شروع هر کاری، فرهنگ سازی برای ایجاد باور عمیق در مورد مشورت ضروری است. برای مثال، باید دانست که در علوم رفتاری، به ویژه آموزش و پرورش، توجه به فرآیند کار و به عبارتی دیگر توجه به مسیری که طی می شود تا تلاش ها به نتایج بینجامد بسیار مهم تر از سایر علوم است. فرآیند تعلیم و تربیت، طولانی است و بعد از گذشت چند سال می توان به نتایج آن چشم دوخت. بنابراین، استفاده هر چه بیشتر و نظام دارتر از اندیشه ها و آرای افراد متخصص و آگاه و آماده سازی بستر مشاوره به منظور کاهش خطاها و افزایش اطمینان ها ( تضمین کیفیت ) اهمیتی مضاعف می یابد.

مفهوم مشاوره

واژه مشاوره در منابع دینی مانند قرآن و نهج البلاغه و در علوم جدید و نزد علما و اندیشمندان اعتبار و منزلت ویژه ای دارد. مشورت فرآیند اندیشه مداری است که طی آن، انسان در عقل دیگری شریک می شود و با مشارکت در افکار و خرد دیگران و بهره گیری از اندیشه های آنان، فرآیند تصمیم گیری و قضاوت را تسهیل و تسریع می کند. مشورت در کلیه امور شخصی،خانوادگی، اجتماعی و اداری رواج دارد. انسان معمولا با فردی مشورت می کند که مورد اطمینان اوست و ممکن است این شخص امین ، باهوش و عالم به موضوع باشد یا نباشد.

با آن که ممکن است قلمرو شور و مشورت در زندگی فردی بسیار محدود باشد و ابعاد و معیارها و دانش سازمان یافته فنی و علمی و کارشناسی و نظام داری نداشته باشد،اما در یک سازمان اداری ، فنی ، علمی و پژوهشی قلمرو کار مشاور و مشورت گسترده ، با دانش و سامانه سازمان یافته همراه خواهد بود. مدیران در کلیه سطوح یک سازمان نیازمند نظریات صائب افرادی هستند که در زمینه موضوعات، متخصص اند و می توانند باارائه دیدگاه های خود به آنان کمک کنند. این افراد " مشاور" نام دارند و فرآیند کمک به تصمیم گیری مدیران  "مشورت" خوانده می‏شود.

سیمای کنونی مشاور

کیفیت تصمیمات و تصمیم گیری های درست ، به هنگام، کارا  و اثر بخش است که، مستلزم حضور مشاوران متخصص و با تجربه است. مشاوران برای رسیدن به اهداف و اخذ تصمیمات صحیح ، کارساز و راهگشا هستند و به نظر می رسد در سازمان ها وجود این افراد بسیار کم است یا استفاده بهینه ای از آنان به عمل نمی آید و دلیل آن هم نبود تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های بهینه است. با تمام اهمیتی که در منابع دینی و علمی به کار مشاور و مشورت داده شده است، با توجه به وضع موجود در سازمان ها، مشاور سیمای مناسبی ندارد و از او، با صفاتی چون نیرویی در انتظار شغل یا فردی که به سبب رعایت حال اجتماعی و سیاسی در این جایگاه قرار گرفته است یاد می شود.

اگر چه در برخی از سازمان ها وضعیت بهتری حکمفرماست ، این وضع عمومیت ندارد. در حال حاضر ، مشاوران در سازمان ها ، کارهای زیر راانجام می دهند:

1- به نام مشاور حکم دریافت می دارند، ولی به کاری غیر از مشورت می پردازند؛

2- به ضعف ساختاری تشکیلات اداری پاسخ می دهند و بر همین اساس به کاری مشغول می شوند و اختیاراتی به عهده می گیرند؛

3- اغلب کار عقب افتاده دستگاه های اجرایی را ، که توان کارشناسی لازم را ندارند، انجام می دهند و بدین ترتیب ، هم عرض مدیران قرار می گیرند و سبب دخالت در امور می شوند.

ابهام و مشکل مشاوره ، آن گونه که در امور مدیریت و آموزش و پرورش مطرح است ، در رشته های مهندسی و حقوقی و به خصوص مهندسی ساختمان مطرح نیست. در حالی که مشاوره در امور مهندسی و حقوق و پزشکی بر خلاف موارد آموزشی و مدیریتی، بسیار بجا و صحیح جا افتاده است و رواج دارد. نکته اصلی و اساسی این است که آیا به امور آموزش و پرورش همچون امور مهندسی ، پزشکی و حقوق در حکم یک تخصص نگریسته می شود یا خیر؟ به نظر می رسد اشکال کار از همین نقطه آغاز می شود. یعنی مدیریت و علوم رفتاری کمتر به مثابه یک علم و حرفه پذیرفته شده اند و در مقایسه با علوم دقیق، جایگاه خود را پیدا نکرده اند.

بینش حاکم بر سازمان های ما این است که مشاور دستی در کار ندارد، صرفا مسایل نظری را می داند یا بعد از طرح مساله، بلافاصله باید آن را حل کند و یا اصلا باید فردی بسیار باهوش، با تجربه و ... باشد. البته غرض،نفی مساله هوش مشاور نیست؛ اما بیشتر و قبل از هر چیز، آشنایی مشاور با سازمان مربوط اولویت دارد. در پژوهش های به عمل آمده، این نکته ثابت شده است که افرادی که هوش زیادی دارند، نمی توانند در شرایط عادی انسان های موفقی باشند. چون آنچه که از سازمان می خواهند با آنچه که سازمان برآورده می کند، فاصله ای طولانی دارد وهمین امر باعث دوری و جدایی مشاوران از مجریان و در نتیجه مشورت نکردن درامور می شود. از سوی دیگر، باید دانست که در علوم رفتاری و به ویژه آموزش و پرورش، هرگز نمی توان اطمینان حاصل کرد که مسائل و مشکلات راه حل قطعی و جزمی دارند. در علوم رفتاری و تعلیم و تربیت بیشتر با جنبه های نسبی حل مسائل سروکار داریم و توقع از مشاوران در همین سطح است.

ادامه نوشته

سخنی کوتاه امازیبا..........



" مـــــارک تــــوایــــن "

آسیب شناسی علم و آموزش

روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسيار دردش آمد

یک زمین شناس عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت

یک فرد بدبین از دور نگاه کرد و گفت او مرده است خدا رحمتش کند.

یک حقوقدان اعلام آمادگی کرد برایش شکواییه تنظیم کند

یک معلم به او آموزش داد که موقع راه رفتن حواسش را جمع کند

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت

یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد و درد دل

یک  روان شناس او را تشویق کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به

داخل چاه کرده بودند پيدا کند خودآگاه یا ناخودآگاه

یک  فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود پاهات  بشکنه

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد!

آسیب شناسی علم و آموزش:چرا-کجا-از کی-چه وقت و چه چیز را باید یاد بگیریم.....

نظرتان چیست؟

نامه آبراهام لینكن به آموزگار پسرش

او باید بداند كه همه مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید كه به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بیاموزید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود. به او بیاموزید كه در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست.

می‌دانم كه وقت می‌گیرد اما به او بیاموزید اگر با كار و زحمت خویش یك دلار كاسبی كند بهتر از آن است كه جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید كه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یاد‌آور شوید.

اگر می‌توانید به او نقش مؤثر كتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل‌های درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز می‌كنند، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید كه در مدرسه بهتر این است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم‌ها، ملایم و با گردن‌كش‌ها ، گردن‌كش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید كه همه حرف‌ها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست می‌رسد انتخاب كند.
ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید.
اگر می‌توانید به پسرم یاد بدهید كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بیاموزید كه از اشك ریختن خجالت نكشد.
به او بیاموزید كه می‌تواند برای فكر شعورش مبلغی تعیین كند، اما قیمت گذاری برای دل بی‌معناست!

به او بگویید كه تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یك نازپرورده نسازید. بگذارید كه او شجاع باشد، به او بیاموزید كه به مردم اعتقاد داشته باشد.
متن بالا ترجمه نامه آبراهام لینكن – رئیس جمهور امریكا- به معلم فرزندش می باشد.

اگر شما بخواهید در آغاز سال تحصیلی جدیدنامه ای به معلم فرزند خود بنویسید و درآن ده خواسته اصلی خود را از اینكه او را به معلم و مدرسه می سپارید . بیان كنید، چه خواهید نوشت؟
 

سعي كنيد چشم خود را به داشته هاي دانش آموزان بدوزيد نه به نداشته هايشان

*همه به محرك نياز دارند و تشويق نوعي محرك است .

*اگر دانش آموزي درسي را خوب بفهمد از آن درس و كلاس راضي است.

*انتقاد سازنده را هميشه با بيان يكي از ويژگيهاي مثبت دانش آموز آغاز كنيد.

*رفتار را سرزنش كنيد نه شخصيت را.

* همه دانش آموزان را حد وسط بدانيد و از آنها انتظار معجزه نداشته باشيد.

*در وجود دانش آموزان ضعيف و يا بد خوبي ها را بجوييدو آنها را تقويت كنيد .

*هرگز دانش آموزرابه كاري كه نمي توانيد تهديد نكنيد چرا كه او طرف برنده است.

*فرمول تنبيه را پاك و فرمول تشويق را جايگزين كنيد.

*براي رسيدن به اهداف خود در كلاس مثبت فكر كنيد.

*براي تاثير گذاري بر دانش آموزان بايد به خواسته هاي آنها توجه كرد.

*با روش تدريس ديروز نمي توان دانش آموزان امروز و مردان و زنان فردا را آموزش داد .

*نظم كلاس نتيجه تدريس خوب و تدريس خوب نتيجه طرح درس خوب است .

*براي آن كه به ذهن دانش آموزان راه يابيد ابتدا بايد به دل آن ها راه پيدا كنيد .

*تكاليف بايد تابع توان دانش آموز باشد و وسيله يادگيري نه مايه عذاب آنان